*هر کسي يه روزي مياد يه روزي ميره، يکي با دلش ميره، يکي با پاهاش، ولي مواظب باش کسي با پاهاي خودش از دلت نره
*جاده خوشبختي در دست تعمير است دور بزن اين اسمش تقديره
*هرگز براي عاشق شدن، به دنبال باران و بهار و بابونه نباش. گاهي در انتهاي خارهاي يک کاکتوس به غنچه اي مي رسي که ماه را بر لبانت مي نشاند
*يه ضرب المثل نميدونم کجايي ميگه که به هيچ کس به جز خودت و خرت اعتماد نکن منم به جز خودم و خودت به هيچ کس اعتماد نميکنم
*هر شب برو کنار پنجره تا ستاره ها ببيننت و حسوديشون بشه که...... ماهشون مال منه
*زندگي تفسير سه کلمه است : خنديدن .... بخشيدن .... و فراموش کردن .... پس.... بخند .... ببخش .... و فراموش کن
*ببين ديگه به اين شماره نه زنگ بزن نه اس ام اس بده شوخي هم ندارم ميخوام اين خط رو بفروشم تا دلت رو بخرم
*اسمان را ستاره زيبا ميکند باغچه را گل عشق را محبت بيابان را چمن چشم را اشک و تو را عمل کردن دماغ زيبا ميکند
*بوسه بر عکست زنم ترسم که قابش بشکند.قاب عکس توست اما شيشه ي عمرمن است بوسه بر مويت زنم ترسم که تارش بشکند.تارموي توست اما ريشه ي عمر من است
*زندگي تفسير سه کلمه است : خنديدن .... بخشيدن .... و فراموش کردن .... پس.... بخند .... ببخش .... و فراموش کن
*زندگي قشنگه اگه با تو باشه... مرگ قشنگه اگه براي تو باشه... دلتنگي قشنگه اگه به خاطر تو باشه... من قشنگم اگه با تو باشم... اما تو هر کار بکني قشنگ نميشي پس بيخود زور نزن
*دنيا دو روز است يک روز با تو يک روز بر عليه تو ........... روزي که با تو ست مغرور نشو .... روزي که بر عليه توست ما يوس نشو
*گفتمش آغاز درد عشق چيست؟ گفت آغازش سراسر بندگيست گفتمش پايان آن را هم بگو گفت پايانش همه شرمندگيست گفتمش درمان دردم را بگو گفت درماني ندارد، بي دواست گفتمش يک اندکي تسکين آن گفت تسکينش همه سوز و فناست
*ميدوني چرا خدا به همه دو تا دست , دو تا پا , دو تا چشم داده , اما فقط يکي دونه قلب داده؟ براي اين که بگردي , اون يکيش رو پيدا کني
*انواع قهوه : 1- شيرين مثل چشات2 - رقيق مثل قلبت3- تلخ مثل دوريت
*هيچگاه نگذار در کوهپايه هاي عشق کسي دستت را بگيرد که احساس ميکني در ارتفاعات آنرا رها خواهد کرد
*زندگي اجبار است مرگ اخطار است دوستي فقط يکبار است اما جدايي بسيار است
*سلام،ميدوني رفيق؟ اگه حماقت وجود نداشت دانايي هم معني نداشت. اگه زشتي نبود زيبايي هم بي معني بود. ميبيني؟ دنيا به تو هم نياز داره
* طرح چشمان قشنگت در اتاقم نقش بسته ... شعر مي گويم به يادت در قفس غمگينو خسته ... من چه تنها و غريبم بي تو در درياي هستي ... ساحلم شو غرق گشتم بي تو در شبهاي مستي
*ميدوني دريا چرا دريا شد؟ به خاطر موجاش اگه موج نداش هيچ و قت دريا نمي شد،من يه دريام و تو موجهاي مني
*به چشمي اعتماد کن که به جاي صورت به سيرت تو مي نگرد ، به دلي دل بسپار که جاي خالي برايت داشته باشد و دستي را بپذير که باز شدن را بهتر از مشت شدن بلد است
*تو اون فرشته اي که وقتي در فصل بهار قدم ميزني برگ درختان انتظار پاييز را ميکشند تا به جاي پاهايت بوسه بزنند
* در عرض يک دقيقه مي شه يک نفر رو خرد کرد... در يک ساعت مي شه يک نفر رو دوست داشت و در يک روز فقط يک روز مي شه عاشق شد ولي يک عمر طول مي کشه تا کسي رو فراموش کرد
*هيچ کس از راز دلم آگاه نيست.هيچ کس ازآه دلم به جزقلب تو خبرندارد.من درمسيرقلب توام.چون مسافري و مقصدم افق دورچشمان توست
*اگه يه روز خواستي بري حتما خبرم کن قول ميدم ازت نخوام بموني ولي ازت ميخوام زود برگردي
*اگه يه روز رفتي و برنگشتي بهت قول نميدم منتظرت ميمونم اما ازت يه خواهش دارم وقتي اومدي يه شاخه گل رو قبرم بزاري
*يک بار براي ديدن دريا قدم به ساحل گذاشتي... اما امواج دريا هزاران بار براي بوسيدن قدمگاهت تا روي ساحل پيش آمدند. دلم برات تنگ ميشه اما هزاران بار بر قدمگاهت بوسه ميزنم.
*بازهم کبوتراحساسم بال مي گشايد تادرآبي بي کران آسمان قلبت به پروازدرآيد.گويا سالهاست که مفهوم پرواز درگنجايش ذهنش نيست.
*اي کاش از بدو تولد کور بودم تا که هيچگاه درياي عشق را در چشمان مليح و فريبايت نمي ديدم
*سرو اسوه مقاومت و پايداريست من يه سروم چون تو ريشه مني
* اگه شب خوابت نبرد به آسمون نگاه کن.ستاره هارو بشمار کم اومد!برو قطرات بارون رو بشار.کم اومد! به عشق من فکر کن چون براي تو هرگز کم نمي ياد
*اولين کسي که عاشقش ميشي دلتو ميشکونه و ميره . دومين کسي رو که مياي دوست داشته باشي و از تجربه قبلي استفاده کني دلتو بدتر ميشکنه و ميزاره ميره . بعدش ديگه هيچ چيز واست مهم نيست و از اين به بعد ميشي اون آدمي که هيچ وقت نبودي . ديگه دوست دارم واست رنگي نداره .. و اگه يه آدم خوب باهات دوست بشه تو دلشو ميشکوني که انتقام خودتو ازش بگيري و اون ميره با يکي ديگه ...... اينطوريه که دل همه آدما ميشکنه
* دوستت دارم.به وسعت يه کهکشان.اي نام تو مرهم روح و روانم مي خوانم از تو و مي گويم که به پاي تو مانند شمعي آب مي شوم تا پايان.
مهرباني را در نگاه منتظر کودکي ديدم که آبنباتش را به دريا انداخت تا اب شيرين شود
پازل دل يکي رو بهم ريختن هنر نيست.*.
*هر وقت تونستي با تيکه هاي شکسته ي دل يک نفر يک پازل جديد براش ساختي هنر کردي
*دو سه ده سال که از عمر گذشت آينه بانگ زند اي جوان پير شدي قله¬ي عمر گذشت، باخبر باش که از قله سرازير شدي
*درشيريني بوسه غرق بوديم که ناگهان شوري اشک
*رابر لبانم احساس کردم وفهميدم که اين بوسه جدايي است.
*اگه سلطنت بلد نباشم سلطنت نميکنمٍ اگه زندگي بلد نباشم زندگي نميکم اما اگه دوست داشتن رو بلد نباشم به خاطره تو ياد ميگيرم.
* دوست دارم يه سنگ بردارم و روي اون بنويسم:دلم برات تنگ شده و اونو محکم بکوبونم توي سرت تا بفهمي که فراموش کردن من چقدر سخت و دردناکه
* مي دونستي اشک گاهي از لبخند با ارزش تره؟ چون لبخند رو به هر کسي مي توني هديه کني اما اشک رو فقط براي کسي مي ريزي که نمي خواي از دستش بدي
*سلام از معاملات عشقي مزاحمتون ميشم ببخشيد قلب شما مستاجر نمي خواد؟؟؟؟
*عشق دروغي بود که در تمام اين سال ها باورش داشتم و چه تاوان سنگيني داشت همين اشتباه کوچک
*در اين دنياي نامردان که مردانش عصا از کور مي دزدند منم خوش باور نادان محبت آرزو کردم
*عشق از هر گل سرخي دلپذير تر است ، اما خارهاي آن قلب تو را عميق تر از هر خاري سوراخ مي کند
*آرام باش ،توکل کن،تفکر کن،آستين ها را بالا بزن آنگاه دستان خداوند را ميبيني که زودتر از تو دست به کار شده ان
*سنگ قبرم را نميسازد کسي .مانده ام در کوچه هاي بي کسي.بهترين دوستم مرا از ياد برد سوختم خاکسترم را باد برد
* من دلم ميخواهد خانه اي داشته باشم پر دوست کنج هر ديوارش دوستانم بنشينند آرام گل بگو گل بشنو هر کسي ميخواهد وارد خانه پر مهر و صفامان گردد شرط وارد گشتن شستشوي دلهاست شرط آن داشتن يک دل بي رنگ و رياست بر درش برگ گلي ميکوبم و به يادش با قلم سبز بهار مينويسم اي دوست خانه دوستي ما اينجاست تا که سهراب نپرسد ديگر خانه دوست کجاست!!!
* اينگونه باش:شاد اما دلسوز...ساده اما زيبا...مصمم اما بي خيال...متواضع اما سربلند...مهربان اما جدي...سبز اما بي ريا...عاشق اما عاقل...!!!!؟؟؟؟
*راز شادي در لذت پاک بردن از چيزهاي ساده است
* نمي خوام بگم قدر 1 دنيا دوست دارم چون دنيا 1روز تموم مي شه نمي خوام بگم سياهي چشات مثل شب پر ستاره است چون شب هم بالاخره تموم مي شه نمي خوام بگم دوست دارم چون دوست ندارم بلکه عاشقتم
* بر سنگ قبر من بنوسيد خسته بود . اهل زمين نبود. نمازش شکسته بود بر سنگ قبر من بنويسيد پاک بود چشمان او که دائما از اشک شسته بود بر سنگ قبر من بنويسيد اين درخت عمري براي هر تبر و تيشه دسته بود بر سنگ قبر من بنويسيد کل عمر پشت دري که باز نمي شد مانده بود
* با تو زندانم ! با تو آزادم ! با تو قفسم ! با تو انبوهي از تضادم ! سرخ و سبز ، صورتي و آبي ... زمزمه مي کنم هر لحظه هرز ، ترا ... بيهوده از بهشت سخن مي رانيم ... تنها يک روز پريدن به آنطرف ديوار بهشت موعود است ... پرواز کن قناري و نترس ... آسمان براي تو بي انتهاست
* ارزويم اين است/نتراود اشک در چشم تو هرگز مگر از شوق زياد/نرود لبخند از عمق نگاهت هرگز/و به اندازه ي هر روز تو عاشق باشي/ آنکه تو را مي خواهد و به لبخند تو از خويش رها مي گردد/ و تو را دوست بدارد هر آن اندازه که دلت مي خواهد
*اول به نام عشق، دوم به نام تو، سوم به ياد مرگ. بر لوح شيشه اي قلبت بنويس: يا تو و عشق، يا من و مرگ.
*اگه مغرورم اگه زخمي و خسته ام تو ببخش اگه دورم اگه زندوني و بسته ام تو ببخش
*ديگه يار نمي خوام وقتيکه مي بيني عشق دوروغه چراغش بي فروغه آخه وقتي که وفا نيست عشقو عاشقي چيست؟؟؟؟؟؟
*ميدوني اين چيه؟!
( )
( )
( )
( )
()
اين دل منه که روز به روز برات تنگ تر ميشه......
*هميشه دوست داشتم ابر باشم.چون ابر انقدر شهامت داره که هر وقت دلش ميگيره جلوي همه گريه کنه
* شايد آن درگران در دستان من عطر تن تو باشد. با تو مي گويم از عشق با تو مي گويم از مهرباني صادقم با تو.آرزوي ديرين من با صدايي رسا فرياد مي کشم: دوستت مي دارم تا بي نهايت.
زندگي مرگ است و مرگ است زندگي ... پس درود بر مرگ و مرگ بر زندگي .*..
*به توعادت کرده بودم /اي به من نزديکترازمن
اي حضورم از تو تازه /اي نگاهم از تو روشن
هر چه نور بيشتر باشد سايه عميق تر است.*
لاستيک قلبم را با ميخ نگاهت پنچر نکن.*